داستان درخت مقدس
-
تاریخ: 1402/12/2 ساعت: 19:51
در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند.ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت:« ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بریدن درخت اولویت دارد» مشاجره بالا...
در امتحان مردود شد بخش اول
-
تاریخ: 1402/12/2 ساعت: 19:51
پدر خدا بیامرزم یک دوست داشت که جانباز و برادرش هم شهید شده بود و در مخابرات کار میکرد و متاهل بود و دوتا پسر داست که پسر بزرگش که 21 ساله شده بود بدون گواهی نامه موتور سیکلت سوار موتور در جای شلوغ میشود و با یک موتور دیگر تصادف میکند و فوت میکند تا جایی که می دانم بصورت بدی هم تصادف میکند و فوت میش...
در طلب اسم اعظم
-
تاریخ: 1402/11/3 ساعت: 14:46
مردی از دوستان امام صادق در طلب یافتن " اسم اعظم " بود و هر روز به خدمت آن حضرت شرفیاب می شد و از امام معصوم می خواست تا حرفی از حروف اسم اعظم را به او تعلیم دهد، ولی امام صادق( ع) او را از این امر بر حذر می داشت و می فرمود : هنوز قابلیت و ظرفیت لازم را پیدا نکرده ای! ولی آن مرد دست بردار نبود و هر ...
پسر جوانی که پس از مرگ حتمی زنده شد!
-
تاریخ: 1402/11/3 ساعت: 14:46
ماجرای عجیب و تکان دهنده ای که در ادامه این مطلب مشاهده خواهید کرد از اتفاق عجیب برای یک پسر جوانی حکایت دارد که پس از خودکشی از دنیای مردگان تجربه کرده است.موقعی که با میترا آشنا شدم روزی بود که به همراه خانواده ام به یکی از جنگل های اطراف شهرمان رفته بودیم. نخستین جمله ای که به زبان راندم این بود:...
جوان عاشق
-
تاریخ: 1402/10/11 ساعت: 22:37
جوانی بود که عاشق دختری بود. دختر خیلی زیبا و زرق و برق دار نبود، اما برای این جوان همه چیز بود. جوان همیشه خواب دختر را می دید که باقی عمرش را با او سپری می کند. دوستان جوان به او می گفتند:«چرا اینقدر خواب او را می بینی وقتی نمی دانی او اصلاً عاشق تو هست یا نه؟ اول احساست را به او بگو و ببین او تو ...
خانم زیبا و خوش اخلاق چرا مجرد ماند؟؟؟؟؟
-
تاریخ: 1402/10/3 ساعت: 22:29
خانم معلمی دریکی از مدارس که از زیبایی و اخلاق عالی بهرهای کافی داشت،..اما تاکنون مجرد مانده بود…دانشآموزانش کنجکاو شده و از او پرسیدند چرا بااینکه دارای چنین جمال و اخلاقی زیبایی هستی هنوز ازدواج نکردهای؟گفت: یک زنی بود که دارای پنج دختر بوده، شوهرش آن زن را تهدید کرده بود اگر یکبار دیگر دختر بزایی...
بگذار خداوند هدایتمان کند.
-
تاریخ: 1402/10/3 ساعت: 22:29
دو دوست سوار بر کشتی سوار بودند و کشتی دچار طوفان و تکانهای شدید میشود .ناخدا میگوید دعا کنید که از طوفان بتوانیم بسلامت رد شویم.یکی از آن دو دوست هراسان شده بود و به شدت میترسید.او به دوستش نگاه کرد دید آرام و خونسرد نشسته است پس بر سر او فریاد زد.چقدر تو بیخالی !!!نمی ترسی که غرق شویم؟ناگهان دوستش...
عیادت پیامبر اکرم(ص) از یک بیمار و تصحیح دعا (حکایت خوبان)
-
تاریخ: 1402/10/3 ساعت: 22:29
رسول اکرم صلی الله علیه وآله به عیادت بیماری رفتند و از او احوالپرسی کرده و فرمودند: جریان بیماری تو چیست؟ عرض کرد: شما نماز مغرب را برای ما خواندید و در نماز سوره قارعه را قرائت فرمودید پس از آن من گفتم بار خدایا اگر برای من در نزد تو گناهی است که میخواهی مرا به خاطر آن در آخرت عذاب کنی آن عذاب را ...
5 خصلتی که در فردی نباشد بهره ای از زندگی ندارد
-
تاریخ: 1402/9/22 ساعت: 13:15
امام صادق(ع)فرمود; پنج خصلت است كه در هر كس يكي از آن پنج نباشدامام صادق(ع)فرمود: پنج خصلت است كه در هر كس يكي از آن پنج نباشد بهره فراواني ندارد نخست وفا است دوم تدبير سوم حيا چهارم خوش خلقي پنجم كه جامع همه اين صفات است آزادي است Adblock test (Why?)
داستان بسیار زیبا و آموزنده ی پسرک ویلچر نشین
-
تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 23:44
مرد ثروتمندی سوار بر اتومبیل گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابانی می گذشت.ناگهان پسربچه ای پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجربه اتومبیل او برخوردکرد.مردپایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که صدمه ی زیادی به اتومبیلش وارد شده.به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند.پسرک گریه کنان ...
داستان کوتاه نیکی کردن
-
تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 23:44
روزی روزگاری پسرک فقیری برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.پسرک روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و دیگر پولی ندارد تا با آن غذایی تهیه کند و بخورد. در حالی که به شدت گرسنه بود تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جو...
حکایت جالب و خواندنی چقدر خدا داری؟
-
تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 23:44
مرد و زنی نزد شیوانا آمدند و از او خواستند برای بدرفتاری فرزندانشان توجیهی بیاورد.مرد گفت:“من همیشه سعی کرده ام در زندگی به خداوند معتقد باشم. همسرم هم همین طور، اما چهار فرزندم نسبت به رعایت مسائل اخلاقی بی اعتنا هستند و آبروی ما را در دهکده برده اند. چرا با وجودی که هم من و هم همسرم به خدا ایمان د...
قصه زیبا و کوتاه کرم شب تاب
-
تاریخ: 1402/8/13 ساعت: 11:47
داستان جالب و کوتاهی که در ادامه این مطلب می خوانید پیامی تامل برانگیز و جالبی در پی دارد که با خواندن آن در می یابید گاهی باید تا یک حد برای قانع کردن برخی ها پیش رفت نه بیشتر .چراکه که شاید عواقب آن اول از همه خود شما را درگیر کند مثل مرغی که ...قصه کرم شب تاب از حکایت های کلیله و دمنه در این کتاب...
داستان پندآموز و جذاب چوپان دروغگو
-
تاریخ: 1402/8/13 ساعت: 11:47
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود، در روزگاران قدیم چوپان مهربانی در روستایی زندگی می کرد و هر روز گوسفندانش را برای چرا به صحرا می برد. مردم ده که مجذوب مهربانی و خوش اخلاقی او شده بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا همراه گوسفندان خودش، گوسفندان آنها را هم به چرا ب...
نقاش خوش فکر
-
تاریخ: 1402/8/13 ساعت: 11:47
پادشاهی بود که از یک چشم و یک پا محروم بود.روزی پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند نقاشی زیبایی بکشند؛ آنان چگونه می توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟! سرانجام یکی از نقاشان گفت که می تواند این کار را ...
در سختی چه کسی زنده می ماند؟
-
تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 14:39
دو نفر از اهالى خراسان ، با هم به سفر رفتند، يكى از آنها ضعيف بود و هر دو شب ، يكبار غذا مى خورد، ديگرى قوى بود و روزى سه بار غذا مى خورد، از قضاى روزگار در كنار شهرى به اتهام اينكه جاسوسى دشمن هستند، دستگير شدند، و هر دو را در خانه اى زندانى نمودند، و در آن زندان را با گل گرفتند و بستند، بعد از دو ...
تلخ ترین عکس دنیا
-
تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 14:39
بارالها...از كوي تو بيرون نرود پاي خيالمنكند فرق به حالمچه براني،چه بخواني... چه به اوجم برسانيچه به خاكم بكشاني... نه من آنم كه برنجمنه تو آني كه براني..نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشمنه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهيدر اگر باز نگردد...نروم باز به جاييپشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهيكس به غير ...
مسجد در انتظار بلال حبشی
-
تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 14:39
پيامبر صلى الله عليه وآله با مسلمانان در مسجد بودند و هنگام نماز بود، ولى در آن روز بلال حبشى در مسجد ديده نمى شود، تا اذان بگويد، همه منتظر آمدن او بودند، سرانجام بلال - با مقدارى ، تاءخير - به مسجد آمد.پيامبر صلى الله عليه وآله به او فرمود: چرا دير آمدى ؟!.بلال گفت : به سوى مسجد مى آمدم ، از كنار ...
صلاح خدا
-
تاریخ: 1402/7/23 ساعت: 18:34
روزی مردی با مشاهده آگهی شرکت مایکروسافت برای استخدام یک سرایدار به آنجا رفت.در راه به امید یافتن یک شغل خوب کمی خرید کرد.در اتاق مدیر همه چیز داشت به خوبی پیش میرفت تا اینکه مدیر گفت: اکنون ایمیلتان را بدهید تا ضوابط کاریتان را برایتان ارسال کنیم.مرد گفت: من ایمیل ندارم.مدیر گفت: شما میخواهید در شر...
کدام بدهی آسان تر است؟ بدهی به بقال یا بدهی به ...
-
تاریخ: 1402/7/23 ساعت: 18:34
در شهر «واسط» (بین كوفه و بصره) چند نفر پارسا از بقالى نسیه برده بودند و مبلغى بدهكار او بودند. بقال پى در پى از آنها مى خواست كه بدهكارى خود را بپردازند، و با آنها برخورد خشن مى كرد و با سخنان درشت ، حق خود را مطالبه مى نمود، آنها از خشونتهاى بقال ناراحت بودند، ولى بر اثر تهیدستى چاره اى جز صبر و ت...