کار ما مردم بجز 1 نیست هیچ بر تقلید چی امید نیست
تا که تقلید از اروپا می کنیم خویشتن را سخت رسوا می کنیم
اندر آن حوضی که هیچش آب نیست اینهمه غوغای قورباغه ز چیست ؟
خانمی شب میخورد نان و عدس صبح دارد بر شنا کردن هوس
آن یکی خانم ندارد نان شب میدهد جان در هوای روژ لب
آنکه هر شب میخورد نان و لبو صبح میگوید به مردم thank you
دخترک در خانه اش نبود چراغ دمبدم گیرد ز آمریکا سراغ
مطبخ آن یک نبیند رنگ دود آرزو دارد رود در هالیوود
آن یکی دیگر ندارد کفش پای با هزاران ناز گوید بای بای
آنکه در سرما ز لختی کز کند خنده ها چون ماریا مونتز کند
قوت آن خانم بود نان و پیاز ناخنش را میکند چون سگ دراز
کلفتی کز بهر خدمت می رود با هزاران عشوه سقز می جود
دختری بی ریخت گوید : خوشگلم منکه دختر نیستم ، مادمازلم
آنکه باشد در همه اعضاش نقص جان خود را میدهد در راه رقص
خویش را در شب نشینی جا کند رقص فوکس و والس و رومبا کند
آن جوان بی سواد بی نوا بسکه باشد احمق و پر مدعا
از زبان مادری نا برده بوی با زبان انگلیسی کرده خوی
گر از او پرسی this is my hand معنی آن چیست ؟ گوید : پشه بند
ملتی کز خود ندارد ابتکار کی بود او را بجز تقلید ، کار
خلق را تقلیدشان بر باد داد ای دو صد لعنت بر این تقلید باد
برچسب:
نویسنده: آریا اکبریپور