خرید بک لینک

مردی را زنی خواست.پیش از آنکه زن به خانة شوهر آیدبه مرض آبله دچار شد و یک چشم وی نابینا شد.مرد نیز چون آن بشنید گفت مرا چشم درد آمده است و پس از مدتی نیز گفت از یک چشم نابینا شده ام.مدتی بعد زن را به خانه وی آوردند و 20سال با آن زن بود،تا آنکه زن از دنیا رفت.آنگاه مرد چشم باز کرد.دوستان او را گفتند:این چه حال است؟ گفت:خویشتن را نابینا ساخته بودم تا آن زن از من اندوهگین نشود.گفتند:تو بر همة جوانمردان سبقت گرفتی.

موضوعات مرتبط:

برچسب: نویسنده: آریا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 15:16

صفحه بندی